خرید بک لینک
دیشب به خواب دیدم: من و حسن جان به کرمان بودیم تجارت زیره؛ بعد بلیت گرفتیم رفتیم: استانبول؛ یک هفته ترکیه بودیم بعد رفتیم: شانزلیزه؛ آنجا دار و دسته ی همجنسبازها سرمان ربختند، گفتند: بیایید در کار ما،

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

به نظر حقیر:

یک گزینه روی میز ایران است؛

انتقام سخت،

نابودی اسرائیل و تمام پایگاه های آمریکا در منطقه؛

درود خدا بر سردار فاتح،

شهید اسلام و جهان،

اسوه ی مقاومت

حاج قاسم سلیمانی.

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

فقط اینو می تونم بگم:

این انتقام نبود،

فقط بازی کودکانه بود

( مثل همون بازی قدیم ما، موشک بازی،تفنگ بازی)

لطفا ملت را گول نزنید

خواهشا محکم تر، کوبنده تر!!!!

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56


مرگ، چه نزدیک است

در قدم اول، ای کاش وقت مرگ، آدم خوبی باشم.


برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

این چریک مآب دشمن کش، ناله اش آرمانی نیست؛ چتر نجات باید تا حل این مشکل نماید؛ اگر با آفتابه به جنگ ترامپ رفته بودم تا بحال برنده شده بودم ما با معاویه خاله بازی می کنیم و با یاسر گرگم به هوا؛ توپ موی

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

تو در کدام جهت پرواز می کنی

که من خطوط هوایی تو را نقطه کور دیده ام؟

آدم بینا نیازمند عصا است

وقتی نابینایی بلد راه او می شود

در این هنگام من متولد می شوم

و تو را می بوسم

عزیزم چقدر قشنگ است

غنچه ی لبانت وقتی که به جمله ی دوستت دارم مزین می شود.

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

شط مواج است و من آرام در گوشه ای صلح فردا را خواب می بینم؛ و چه زود آرایه های بدیع خلقت واژگون می شوند آن هنگام که رئیس جمهوری رسوا می شود؛ در پناه گرگ ها نمی توان خواب انقلاب دید و آرام خوابید؛

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 21:56

صفحه بندی